هر جامعهای دیدگاههای خاص خود را در مورد رنگها دارد: چیزی که آنها نشان میدهند، که از نظر زیباییشناختی دلپذیرتر در نظر گرفته میشوند و باید از آن اجتناب کرد. پورتال medieval.net می گوید که چگونه در قرون وسطی با رنگ های مختلف رفتار می شد.

متفکران قرون وسطی از پیشینیان باستانی خود ایده هفت رنگ اصلی را به ارث برده اند: سفید، زرد، قرمز، سبز، آبی، بنفش و سیاه. و در مرکز سبز است، به طور نمادین در وسط بین سفید و سیاه است. این رنگ همچنین به عنوان رنگی آرامبخش در نظر گرفته میشد: کاتبان اغلب زمرد و سایر اشیاء سبز رنگ را نزد خود نگه میداشتند تا به چشمان خود آرامش دهند.
متضاد واقعی سفید در تئوری رنگ های قرون وسطایی سیاه نبود بلکه قرمز بود. بی دلیل نیست که تختهها و مهرههای شطرنج اروپایی در اصل سفید و قرمز رنگ میشدند – نه سیاه و قرمز که در هند و خاورمیانه مرسوم بود. تا اواسط قرون وسطی بود که دوگانگی بین سفید و سیاه بیشتر رایج شد. عامل کلیدی که منجر به این تغییر شد، گسترش فناوری چاپ با استفاده از رنگدانه سیاه بر روی کاغذ سفید بود. این گونه بود که درک این رنگ های طبیعی متضاد در ذهن مردم جا افتاد.
رمانهای آرتوریایی که در آن زمان محبوب بودند، اغلب از نمادهای گل استفاده میکردند، به ویژه برای به تصویر کشیدن شوالیهها. شوالیه های سیاه تقریبا همیشه شخصیت های فعال مهمی هستند (Tristan، Lancelot، Gawain) که می خواهند هویت خود را پنهان کنند. از سوی دیگر، شوالیههای سرخ اغلب شرورانی متخاصم هستند – گاهی اوقات صرفاً جنگجویان شرور، گاهی سوژههای شیطان یا موجودی مرموز از دنیایی دیگر. به شوالیههای سفید نقش مشاوران قدیمی خردمند داده میشود، در حالی که شوالیههای آبی شوالیههای جوانی هستند که تازه استخدام شدهاند، اما غرور و بیاحتیاطیشان هرجومرج ایجاد میکند. در نهایت، شوالیه های زرد یا طلایی کمیاب هستند و اصلاً شوالیه آبی وجود ندارد.
در اوایل قرون وسطی، قوانین راهبان تصریح می کرد که تازه کارها نباید نگران رنگ لباس خود باشند. اما در طول قرن ها، لباس راهبان به تدریج تیره تر شد. کلونی ها، یکی از تأثیرگذارترین جوامع رهبانی، بر این باور بودند که رنگ سیاه رنگ مناسبی برای پوشیدن راهب است. با این حال، دیدگاه های آنها در قرن دوازدهم، زمانی که سیسترسیان ها شروع به پوشیدن لباس های سفید کردند، با انتقاد مواجه شد.
در همین حال، رنگ سبز به طور گسترده ای با اسلام مرتبط است، اما این ارتباط تا قرن دوازدهم شکل نگرفت. قرآن از سبز به عنوان نمادی از پوشش گیاهی، بهار و بهشت سخن می گوید. حضرت محمد به پوشیدن جامه های سبز از جمله عمامه علاقه داشت و این رنگ مربوط به نسل اوست.
در مورد رنگ آبی، یونانیان و رومیان باستان تا حد زیادی رنگ را نادیده می گرفتند، تا جایی که مورخان مدرن کوررنگی را زیر سوال می برند. و حتی در قرون وسطی، این رنگ محبوب نبود… تا قرن دوازدهم، به طور دقیق. افزایش بیسابقهای در محبوبیت آبی وجود داشت: در همه جا، در نقاشی، هرالدریک و لباس. دلیل آن احتمالاً به این دلیل است که مریم باکره اغلب با لباس های آبی به تصویر کشیده می شود، زیرا منظره مریم باکره در سوگ مسیح مصلوب شده در بین مردم بسیار محبوب است. علاوه بر این، صنعتگران، به ویژه آنهایی که با شیشه های رنگی کار می کنند، بر محدودیت های فنی ایجاد رنگ های آبی غلبه کردند. این اجازه می دهد تا رنگ در بسیاری از اشکال مختلف از جمله لباس استفاده شود.
زرد در ابتدا به دلیل شباهت آن به طلا شهرت مثبتی داشت. بسیاری از نمادهای هرالدیک قرون وسطی شامل رنگ زرد به هر شکلی بودند و موهای بلوند مد روز در نظر گرفته می شد. اما در پایان قرون وسطی، رنگ زرد مفهومی منفی به خود گرفت – به رنگ حسادت و بدعت تبدیل شد. یهودا که به عیسی خیانت کرد، بیشتر با لباس های زرد به تصویر کشیده شد. تعجب آور نیست که کلیسای کاتولیک، قبل از اعدام اصلاح طلب یان هوس در سال 1415، شنل زرد به او پوشاند.